تبليغاتX
عشق - برآورده کردن آرزوها
تصـــــــوير تصادفي
منوي كاربري

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ عشق
عشق جاویدان
محمد كشته گر
اشك پنهان
سلطان عشق
فرياد بي صدا
انيميشن با حال
موبايل مذهبي
قرآن و حديث براي موبايل
کلیپ و عکس خفن
@@برنامه،موبایل،موزیک،اینترنت@@
سايت هاي فيلتر شكن (جدید )
عکسهای بازیگران نوجوان
wikimapia.org
p30mob.com
جوک، عکس، SMS
سافت دانلود.کام
نرم افزارهای روز دنیا
خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)
دانلود نرم افزار (موبایل,کامپیوتر, پورتابل,)
118download
مجمع جهاني شيعه شناسي
show-movie-music
دانشنامه تخصصی کامپیوتر خبره
چگونه بهتر شدن روابط زناشوئی
سینمای حرفه ای جهان
جستجوی حقیقت
دنیای دانلود نرم افزار کامپیوتر و موبایل
emma watson nude
آپلود فایل
دانلود فیلم برای موبایل
emma watson fakes
آپلود عكس
خاطره(عسل اریان)
کلیپ عکس های وحشتناک و ترسناک روح اعدام
مسلمان بیدار
هر چی که بخوای اینجا است
دانلود کلیپ موبایل
پسرک مغرور
\" دهكده دانلود\"
persiandown
::به اين ميگن حال واقعي::

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام: عشق - برآورده کردن آرزوها در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو مطالب
طراح قالب

.:: تابلوي اعلانات ::.

      برآورده کردن آرزوها

 

برآورده کردن آرزو

http://www.srichinmoypoetry.com/aphorisms/imagelib/mandu/grace/

 

     يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب، دعايي را هم زمزمه ميكرد.

     نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت:

 

     - خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟

 

     ناگاه، ابرى سياه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى درگرفت و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت:

 

     - چه آرزويى دارى اى بنده محبوب من؟

 

     مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت:

 

     - اى خداى كريم! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !!

 

     از جانب خداى متعال ندا آمد كه:

 

     - اى بنده ى من! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش تو را برآورده كنم، اما، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است؟ هيچ ميدانى كه بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟ هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود؟ من همه اينها را مى توانم انجام بدهم، اما آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى؟

 

     مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت:

 

     - اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم! ميشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مى گريند؟ مي شود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست؟ اصلا مي شود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟ صدايي از جانب باريتعالى آمد كه:

 

     - اى بنده من! آن جاده اى را كه خواسته اى، دو بانده باشد يا چهار بانده ؟؟!!

 

[+] نوشته شده توسط احسان شیخ نوری در 1:8 PM | |

      مطالب پيشين